انگــــــیزه های رشـــــــــــــد

پایگاه هی جهت انگیــزه بخشی به دوستـان

پایگاه هی جهت انگیزه بخشی به دوستان

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنند و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم .

یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .

آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آن سال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که  عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آن سال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که با دست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !

با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .
عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید، با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .

سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟ معلوم شد نظر آقا چیست. شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده.

کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث همدانی من یمت یرنی » (ای حارث همدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب  اهل ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود.

یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی. گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار )

نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۲۵
h.dehkordi

بخوان دعای فرج را که یار آمدنی است
و بعد از این همه سال انتظار آمدنی است
به خون پاک تمام مدافعان حرم
برای امر فرج، خون به‌کار آمدنی است
تواصوا به خدا و «تواصوا بالصبر»
در ایستگاه شهادت قطار آمدنی است
به حکم «ان مع العسر یسر» فهمیدم
که حال خوش پی حال نزار آمدنی است
تو آمدی و قوانین عشق ثابت کرد
در ابتدای زمستان بهار آمدنی است
«انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ... سربازی منجی بزرگی که می‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌گیری نیست... . امروز اگر ما می‌بینیم در هر نقطه‌ دنیا ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها می‌آید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه شعبان در مصلای تهران1381/7/30)
و اما امروزرزمندگانی که به عنوان مدافع حرم اهل‌بیت عصمت و طهارت در محور مقاومت می‌جنگند همان منتظران حقیقی امام عصر(عج)هستند که اینک در وسط میدان کارزار نبرد با دشمن تکفیری به ظاهر مسلمان اما درس آموخته مکتب صهیونیست و استکبار با حمایت مالی برخی کشورهای مرتجع عربی قرار دارند.
در بخش پایانی این گزارش با برخی از کارشناسان سیاسی از جمله حاج حسن شمشادی خبرنگارصداوسیما که سال ها در میدان نبرد در سوریه حضور داشته و دوشادوش رزمندگان مقاومت اغلب مبارزات را از نزدیک شاهد بوده و خاطرات تلخ و شیرین فراوانی دارد، به گفتگو پرداخته ایم.
مدافعان حرم همان منتظران حقیقی هستند
حضرت آیت الله ممدوحی عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در پاسخ به گزارشگر کیهان مبنی بر اینکه آیا مدافعان حرم را می‌توان در زمره منتظران امام مهدی(عج)به حساب آورد،می گوید: «کسانی که در دسته مدافعان حرم اهل بیت(ع) در عراق و سوریه با جریان تکفیری می‌جنگند نه فقط یک منتظر حقیقی بلکه اصل سربازان امام زمان‌(عج)هستند که با شناخت حقیقی این راه ،ولایت پذیری را در عمل و با تمام وجود لمس کرده و پذیرفته اند و بدون هیچ‌گونه چشم داشتی و فقط به عشق اهل بیت عصمت و طهارات دل به دریای بیکران شهادت سپرده اند و همانند رزمندگان خودمان در دوران دفاع مقدس،به عشق اسلام ناب محمدی(ص) مبارزه می‌کنند و قطعا به یاری خداوند متعال پیروز این میدان خواهند بود
 به سراغ حاج حسن شمشادی خبرنگار صداوسیما در سوریه می‌رویم.
آقای شمشادی از ابتدای نبرد مقاومت با تکفیری ها در سوریه حضور داشته و از نزدیک با رزمندگان مقاومت همنشین بوده است.
شمشادی می گوید: « مدافعان حرم در واقع مدافع اسلام حقیقی و مبارز حریم اهل بیت علیهم السلام هستند و امکان ندارد کسی که مدافع حرم باشد در ردیف منتظران حقیقی امام عصر اواحنا فداه قرار نگیرد
شمشادی در ادامه سخنان خود تصریح می‌کند:
« در دیدار و گفتگوهایی که با  رزمندگان جبهه مقاومت در سوریه داشتم،کاملا از حال و هوای آنها پیدا بود که با عشق خالص و ناب به اهل بیت علیهم السلام به نبرد با تکفیری ها آمده اند. یعنی این حال و هوا در راز و نیازها ، دعاها و توسل های این عزیزان به امامان معصوم خصوصا حضرت زینب کبری(س) و حضرت رقیه(س)و راز و نیاز با امام زمان‌(عج) کاملا مشهود بود
این خبرنگار جنگی حاضر در مناطق عملیاتی رزمندگان اسلام در نبرد با تکفیری ها،  به لحظات قرار گرفتن برخی از رزمندگان در محاصره داعش و جبهه النصره و دیگر تکفیری ها اشاره می کند و می گوید: « لحظاتی پیش می آمد که رزمندگان محور مقاومت در محاصره داعش و دیگر تکفیری ها قرار می‌گرفتند که این توسل به حضرت زینب کبری(س) و دعا برای فرج امام زمان(عج) بعینه دیده می شد و رزمندگان مقاومت مصداق بارز (انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامه) با تمام وجود می جنگند و شهادت برای آنها شهد شیرین و گوارایی است و دعای فرج امام زمان را هر لحظه زمزمه می کنند
در رکاب امام عصر
و گوش به فرمان نایب برحقش
شمشادی در ادامه تاکید می کند: « بر همین اساس باید اذعان کرد که رزمندگان مقاومت انتظار ظهور حضرت مهدی قائم(عج) را در میدان عمل به منصه ظهور رسانده اند و عملا وسط کارزار نبرد با دشمنان آل الله قرار گرفته اند و بدون شک این رزمندگان نه تنها یک منتظر واقعی امام زمان بلکه یک سرباز حقیقی امام غایب و نایب برحقش هستند و برای دفاع از این حریم مقدس وارد میدان جانفشانی شده اند و قطعا در صورت تحقق امر ظهور، همین عزیزان در رکاب امام مهدی(عج) و در صف اول مبارزه خواهند بود،چرا که تک تک رزمندگان محور مقاومت به این حضور خود افتخار می کنند و آن را توفیقی از سوی خداوند متعال می دانند
وی می گوید: « هیچ کدام از مدافعان حرم به زور یا به خاطر مادیات به میدان نبرد با کفار نیامده اند بلکه تماما داوطلبانه و با عشق و ایثار آمده اند و مبارزه آنها یک نبرد حقیقی در برابر جبهه کفر است و همگی یک نظر و یک هدف و دیدگاه مشترک دارند
وجه مشترک مظلومیت امام زمان
 و مدافعان حرم
حسن شمشادی خبرنگار میدان های نبرد محور مقاومت در سوریه تصریح می کند: «امروز با این واقعیت انکار ناپذیر روبرو هستیم که امام زمان (عج) به عنوان یک امام حاضر و ناظر بر رفتار و اعمال همه ما، غریب هستند. امروز ما حواسمان به همه چیز هست به غیر از امام زمان! همه مسایل را با دقت و وسواس زیر نظر داریم اما از خواسته امام زمانمان غافلیم! امروز همه منافع فردی و اجتماعی خود را به خوبی رصد می کنیم اما از اهمیت کار مدافعان حرم غافلیم و نمی دانیم اگر این عزیزان در جبهه مقاومت با تکفیری های کافر ملحد مبارزه نکنند باید با آنها در خیابان های تهران جنگید! و این مظلومیت وجه مشترک امام زمان(عج) و مدافعان حرم هست که هر دو در مظلومیت جامعه امروز ما قرار گرفته اند. باید این را بدانیم که امنیت امروز کشور اسلامی ما مدیون رشادت‌ها و حضور مخلصانه همین مدافعان حرم و عنایات خاص امام زمان (عج)است. از همین رو لازم است با اطلاع رسانی به مردم ،اهمیت این نکته را گوشزد کنیم که کار و زحمات مدافعان حرم از اهمیت بالایی برخوردار است و باید برای سلامتی و موفقیت این عزیزان دعا کنیم
مدافعان حرم زمینه سازان ظهور
امروز بدون شک باید مدافعان حرم در سوریه و عراق را در زمره زمینه سازان ظهور امام زمان (عج) به حساب آورد. چرا که عاشقانه دل به دریای شهات سپرده‌اند و خالصانه در میدان نبرد با تکفیری ها قرار گرفته اند.
حجت الاسلام دکتر یحیی جهانگیری استاد حوزه و دانشگاه، مبلغ بین المللی و کارشناس دینی و مذهبی صدا و سیما در گفتگو با گزارشگر روزنامه کیهان در تحلیل موضوع انتظار و وظایف منتظران ظهور می گوید: « انتظار فرج قبل از اینکه گویشی باشد رفتاری و عملی است،همچنان که در حدیثی از پیامبر اعظم(ص) داریم که می‌فرماید: «برترین عبادت انتظار فرج است.» حتی گاهی انتظار را با جهاد مقایسه کرده اند
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به نقش مدافعان حرم اشاره می‌کند و می‌گوید: « به خطر افتادن مرز جهان اسلام مثل تجاوز به خط مرز یک کشور نیست، از این زاویه اگر به اهمیت کار مدافعان حرم نگاه کنیم خواهیم دید این عزیزان در محور مقاومت نه با حرف بلکه با عمل جهادی خود وارد میدان مبارزه با بی عدالتی شده اند و بدون شک جزو بهترین منتظران ظهور و سربازان امام زمان (عج)هستند
حجت الاسلام جهانگیری در ادامه تصریح می‌کند:
« امروز عزیزانی که در محور مقاومت به عنوان مدافع حرم اهل بیت علیهم السلام می جنگند فقط با عناصر داعش و جبهه النصره و . . . نمی جنگند بلکه با ظلم و جنایت و بی‌عدالتی در نبرد هستند که با نام اسلام دست به چنین جنایاتی می زنند. امروز تقریبا تمام دنیا،از پاریس و لندن و بلژیک تا آمریکا و غرب آسیا،همه فهمیده اند که داعش و تکفیری ها مصداق بارز تاریکی و ظلمت و بی عدالتی علیه بشریت هستند و مبارزه با آنها در واقع مبارزه با ظلم و جور و فساد است و اینک مبارزه مدافعان حرم با این مصادیق بی عدالتی و ظلم یعنی زمینه سازی برای ظهور
مبارزه با بی عدالتی‌های آخرالزمان
امروز رفتار و عملکرد گروه های تروریستی تکفیری همچون داعش یا جبهه النصره نشان می دهد که رفتار آنان مصداق علایم آخرالزمان است. از انتحاری و ذبح افراد و کشتن و جنایات علیه کودکان و زنان  تا انجام اعمال غیر شرعی به نام دین،همگی موید این نکته است که آخرالزمان نزدیک است و امر فرج تحقق پیدا خواهد کرد.
حجت الاسلام جهانگیری در این باره به گزارشگر روزنامه کیهان می گوید: «موتور محرک و تئوری ساز اصلی تکفیری ها که با نام اسلام انجام می‌دادند این بود که می گفتند پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است باید برای جهاد آماده شد و یکی از ملزومات جهاد اعمال انتحاری است و با این حربه خون بی گناهان زیادی را بر زمین ریختند، اما اینک از بحث جهاد و انتحار هم عبور کرده اند و به مباحث آخرالزمانی و همان مهدویت رسیده اند.برای باز شدن این موضوع لازم است بیشتر توضیح دهم‌ جریان تروریستی داعش،امروز شهر رقه در سوریه را مرکز حکومت خود  قرار داده و معتقد است رقه کانون تحولات آخرالزمان خواهد بود.خب ببینید تکفیری ها از تئوری جهاد اینک به بحث آخرالزمان یا همان مهدویت خودمان رسیده اند و این حرکت، این پیام آشکار را می‌رساند که آموزه مهدویت می تواند هر جنبشی را به تحرک در بیاورد حتی جنبش‌های غلط را، از همین رو به خوبی شاهدیم در طول تاریخ چه گروه های منحرفی به نام مهدویت اما در جهت اهداف استکبار سربرآوردند و مرتکب جنایات هولناکی شدند و سپس سرنگون گردیدند. حال نیروهای محور مقاومت و مدافع حرم در واقع به نوعی دارند با این خرافات آخرالزمان و قوانین من در آوردی که به پای اسلام نوشته شده می جنگند و چرخش آشکار تکفیری ها از جهاد و انتحار به سمت مهدویت می تواند پاتک های ما به این عناصر ضد دین را بیشتر کند و از این موضوع نهایت استفاده را ببریم.»  
آیات قرآن و روایات متعددی از آینده ای روشن و نورانی که در آن سفره عدالت و اجرای آن برای همگان گسترده می شود خبر می دهد. آینده ای که شدت عدالت و احسان و درستی و صدق در آن به اندازه ای است که مشهور است گرگ و میش کنار هم آب می خورند. آینده‌ای که ریشه و مایه ستم گری در وجود بشر می‌خشکد، و معرفت او به حقائق کامل می گردد، و سراسر گیتی از نعمت ها و رفاه و خرمی پر می‌شود و در آن از کبر و نخوت و ریا و ظلم و پایمال شدن حقوق خبری نیست.امید بستن به چنین روزگاری و دلگرم بودن به تحقق چنین زمانی با تکیه بر آیات قرآن و روایات، و آماده کردن خود با پاک شدن از همه گناهان و آراسته شدن به همه حسنات و خوبی‌ها انتظار فرج است.امیرالمؤمنین(ع) در این باره می‌فرماید: یاران مهدی جوانند و پیر در آن‌ها نیست، مگر به قدر سرمه چشم یا به اندازه نمک در زاد و توشه و نمک کم‌ترین وسیله سفر است، در این حدیث، تعداد یاران غیر جوان امام به مقدار سرمه در چشم و نمک در وسایل سفر بیان شده است، بسیار روشن است که این تعبیر کنایی، اشاره مستقیم به کثرت یاران جوان در حکومت جهانی امام عصر(عج) است، اما چرا جوان؟! با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام مهدی(عج) از این گروه سنی هستند، برخی ویژگی‌ها که سبب حضور عارفانه و عاشقانه جوان است، عبارتند از: صفای باطن، زیبا‌گرایی، شجاعت و شهامت، انقلاب درونی و هیجان و در نهایت نوگرایی.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۳۲
h.dehkordi

اشعار میلاد امام زمان, شعر امام زمان

 دل شود امشب شکوفا در زمین
می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند
روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام
انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب راز های مرتضی
یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا
حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدم هایت صراط المستقیم
حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک
اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر
السلام ای  اوج قله ، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی
عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین
یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین
جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین
زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل
کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی
نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است
مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو
صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را
پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند
تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم
روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست
در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب
خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند
جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه
شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان
کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود
با دو دست فاطمه امضا شود

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۵
h.dehkordi

زمزمه مناجات – احیای نیمه شعبان

 

تویی و لطف و عنایت/منم و ناله و آهی

به شب نیمه ی شعبان/آمدم با روسیاهی

یا الهی یا الهی...

کوله باری از گنه را/تُحفه آوردم برایت

من خجالت میکشم از/این همه لطف و عطایت

وای ِ من از شرّ نفس و/عُمر ِ از عصیان،تباهم

رجب آمد و گذشت و/همچنان غرق گناهم

یا غیاث المستغیثین/بشنو این سوز و نوایم

بار دیگر غرق خجلت/آمدم توبه نمایم

بهر برگشتن به سویت/جاری است اشک از دو دیده

میدهم تو را قسم بر/حقّ زهرای شهیده

دل به عشق روی دلبر/میخورد پیوند دیگر

ای خدا امشب تو را من/میدهم سوند دیگر

بارالها بهر توبه/آمدم با چشم گریان

میدهم تو را قسم بر/حقّ آن مظلوم ِ عطشان

حقّ آن مولا که جان داد/در ره رضای معبود

پیکرش بی سر روی خاک/غرق خون و بی کفن بود

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۵۷
h.dehkordi
 هارون الرشید به همراه مهمانانش عیسی بن جعفر برمکی و مادر جعفر برمکی در قصر نشسته بود و حوصله اش سر رفته بود.

از سربازان خواست بهلول را بیاورند تا آنها را بخنداند

سربازان رفتند و بهلول را از میان کودکان شهر گرفته و نزد خلیفه اوردند.

هارون الرشید به بهلول امر کرد چند دیوانه برای ما بشمار

بهلول گرفت : اولین دیوانه خودم هستم و با اشاره دست به سمت مادر جعفر برمکی گفت این دومین دیوانه هست

عیسی با حالتی عصبی فریاد زد : وای بر تو برای مادر جعفر چنین حرفی می زنی ؟

بهلول خندید و گفت : صاحب اربده سومین دیوانه هست

هارون از کوره در رفت و فریاد زد :

این دیوانه را از قصر بیرون کنید آبرویمان را برد.

بهلول در حالی که روی زمین کشیده می شد گفت : تو هم چهارمی هستی هارون

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۹:۳۷
h.dehkordi

یک شبی مجنون نمازش را شکست


یک شبی مجنون نمازش را شکست

بــی وضــــو در کوچـــه لیلا نشســـت


عشق آن شب مست مستش کرده بود


فــــارغ از جـــام الــستــش کــــرده بــــود


ســجـده ای زد بـــر لــــب درگــاه او


پــــُر ز لـــیلــا شـــــد دل پـــــر آه او


گـــفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بــــر صلیب عـــشق دارم کرده ای

جـــــام لیلا را به دسـتـم داده ای

وندر این بازی شــکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیـلاســـــت آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم نکن

من کـــه مجنونم تو مــــجنونم نــکن

مــــرد ایــــن بـــازیــچـه دیگر نیستم

این تو و لـــیلای تو... مــــن نیستم


گــــفت ای دیــوانه لــیلایــــــت منم

در رگ پنهان و پـــیــدایـــت منـــــم

ســــالها بــــا جــــور لیلا ســـاختی

من کنارت بـــــودم و نـــشناخـــتی

عــشق لــــیلا در دلـــت انـــداختم

صد قمــــار عشق یکجا بـــاخـــتم

کـــــردمـــت آواره صــــحرا نـــــشد

گفتم عاقل می شوی اما نــشد

سوختم در حسرت یک یـا ربــت

غیر لیلا بــــــر نــــیــامد از لــبت

روز و شب او را صـــدا کردی ولی

دیدم امشب با مـنی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی

در حــــــریم خانه ام در می زنی

حــــال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش بـــاش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۵۳
h.dehkordi

خدایی خدا غریب ِ، خدایی خدا غریب ِ
غریب ِ،چون که ما عاشقش نشدیم
غریب ِ، بنده ی لایقش نشدیم
غریب ِ، رهرو صادقش نشدیم
اَمون ز غفلت،اَمون زتهمت
از دست ما تو غیبت ِ،حضرت حجت
گناه شد عادت،غیبت عبادت
جالب اینه گذاشتیم سر خدا هم منت
هر جا ریا شد،به اسم خدا شد
همه دکان وا کرده ایم،حتی تو هیئت
چی و ببینه،دل سیاه و یا رو زبون الهم الرزقنا شهادت
از امر به معروف ترسیدیم
حاجی و دور شیطان گردیدیم
همسایه یتیم و سیر خوابیدیم
ما به زمین خورده خندیدیم
خدا نفهمیدیم،خدا نفهمیدیم
خدایی خدا غریب ِ، خدایی خدا غریب ِ
غریب ِ،چون که راحت گناه کردیم
غریب ِ،به نامحرم نگاه کردیم
غریب ِ،نامه فقط سیاه کردیم
فروختیم ایمان،خریده ایم نان
خاک می خوره به روی تاقچه هامون قرآن
سحر نه حالی،نه خمس مالی
اسممونم گذاشتیم عبد شاه مردان
شیعه ی حرفی،آدم برفی
هنوز نمک نخورده ایم،میشکنیم نمکدان
یه پا تو محراب،یه پا لب آب
رو به روی عکس شهید،عکس شهینان
به خدا غرق امیدم کن
بی خریدارم،خریدم کن
پیش حسین رو سفیدم کن
نذر اباالفضل رشیدم کن
خدا شهیدم کن،خدا شهیدم کن
خدایی خدا غریب ِ، خدایی خدا غریب ِ
غریب ،ِ که دوسش داریم واسه حاجت
غریب ِ، می پرستیمش برا جنت
غریب ِ، که به تنهایی کرده عادت
تو راه پاکی،زدیم به خاکی
چه عاشقی چه مجنونی چه سینه چاکی
جای حرم کیش،جای پرچم دیش
چه ساده بر مقدسات،میشه حتاکی
این وضع ناموس،کو کف افسوس
نکشیدیم خجالت از چادر خاکی
دیگه شیطان شد،ایاک نعبد
ببین خدارو ول کردیم می گردیم با کی
بگو خدا رحمی به حالم کن
لکه ی ننگم،زلالم کن
عشق خودت رو مدالم کن
بکش و در علقمه چالم کن
خدا حلالم کن،خدا حلالم کن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۳۰
h.dehkordi

دلم هوای دیروز را کرده

هوای روزهای کودکی را

دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۵
h.dehkordi

پریشانی ، پریشان تر ز ابیاتِ پریشانم

نمی دانم که می مانی کنارم یا نمی مانی!

 

دلم آهی کشد گاهی تو میدانی و می فهمی

به ظاهر نیستی ! اما میان ، سینه مهمانی

 

تو نوری ، در دلم شوری ، گلستانی و بارانی

و چشمانِ تو می بارند ، شعرم را که می خوانی

 

همین که مومنت هستم ، برایت شعر می گویم

گواهی می دهد قلبم که عشقی ! عینِ ایمانی

 

 

 

قسم به عشق ، که گمگشته ی دلم بودی
اگر کنار تو بودم ، مکملم بودی

به خاک مشترک و پاک هر دو مان سوگند
من از وجود تو بودم ، تو از گلم بودی

بدون دیدن روی تو ، عاشقت بودم
درون قاب دل آخر ، شمایلم بودی

برای یافتنت ، دل زدم به دریاها
تو آرمان رسیدن به ساحلم بودی

دلم نوشته نت عشق را به پنجه ی تو
که پنج_گانه ی خط های حاملم بودی

هزار چرخ خطا زد فلک ، که تا امروز
نبینمت که همین جا ، مقابلم بودی

اگر که بخت ، کمی مهربان تر از این بود
به روی شانه ی خالی ، حمایلم بودی. ..


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۲
h.dehkordi

نـوشتم نـامه ای بهر تـو ای عطرِ پریشانی

خطوطِ مبهمی از لای به لایِ دسـتِ لرزانی

 

که ای آرامشِ پنهـانِ پشـتِ پلـکهای من

معمـایِ دلِ ایـن شـاعرِ در حـال ویـرانی

 

صدایت را ، نگاهت را ، به این اشعار برگردان

جوابم ده، نگاهی کن، بکش آهی، بده جانی

 

تو هستی در دلم اما ! کنارم نیستی جانا

تو مثل رازِ شعری ، این میانه سخت پنهانی

 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۰۲
h.dehkordi