انگــــــیزه های رشـــــــــــــد

پایگاه هی جهت انگیــزه بخشی به دوستـان

پایگاه هی جهت انگیزه بخشی به دوستان

۲ مطلب با موضوع «یاداشت ها» ثبت شده است

از دوستی نامه ای داشتم مبنی بر موفقیت او در گشایش مشکلی بزرگ که با اتّکاء به همین اصل « تسلیم ناپذیری» حاصل گردیده بود. داستان از این قرار بود که او روشی را برای ساخت خانه های متحرک ( پیش ساخته) ابداع کرده بود که کسی از آن استقبال نکرد و آن را جدی نگرفت. امّا دوست من مأیوس نشد و در مقابل، اقدام به تأسیس شرکتی کرد و همه موجودی خود را در آن سرمایه گذاری کرد که از این کار نیز حاصلی نبرد و شرکت متضرر گردید. شرکا پیشنهاد کردند، دست از این کار بردارد؛ زیرا در نهایت همه ورشکست خواهند شد، امّا او شکست را نپذیرفت و تسلیم نشد، به یاری اندیشه و تفکّر، طرحی برای کف اتاق خانه های ابداعی خود پیاده کرد که هماهنگی مطلوبی با دیوارها داشت و این بار طرح جدید او را کمپانی بزرگی به بهای بسیار خوبی خریداری کرد. این پیروزی به دست نیامد مگر در نتیجه ی پشتکار و عدم قبول شکست.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۱:۲۹
h.dehkordi

گونه خودم را با انگیزه کنم؟ چگونه دیگران را با انگیزه کنیم؟

توجه کرده اید گاهی تمایل برای فعالیتی و رسیدن به هدفی را نداریم، یا بعضی وقتها ناگزیریم که جدی و بدون تمایل مشغول فعالیتی شویم و گاهی هم آنچنان پر انرژی هستیم که  هیچ سختی و شکستی مانع پیشروی ما نمی شود؟! چرا یک ورزشکار، به سراغ ورزش و تمرین­های سخت می رود؟ چرا کودکی، کتاب می خواند؟ چرا فردی رژیم لاغری می گیرد اما موفق به ادامه آن نمی شود؟ چرا دانشجویی که با علاقه به سمت یک رشته تحصیلی می رود، بی رغبت می شود؟ و...



اصلاً چه چیزی موجب گرایش و اجتناب از رفتار می شود؟ و به چه علت شدت عمل ما در یک رفتار تغییر می کند؟

انگیزش!؛ برای پاسخ بد نیست کمی به بررسی موضوع انگیزش بپردازیم.

انگیرش به فرایندی مربوط می شود که به رفتارمان انرژی و جهت می دهد. این فرآیندها هم مربوط به نیروهای درونی ما می شود مثل، نیازها، شناخت و تمایلات، انتظارات و هیجانها؛ و هم مربوط به مشوق و پیامدهای محیط بیرون.

پس هر فعالیتی را می توانیم با گرایش درونی و یا برونی به انجام برسانیم. وقتی که شما به صورت درونی با انگیزه می شوید، بر اساس کنجکاوی، نیاز پیشرفت، خودمختاری و به خاطر علاقه و لذت خود رفتار می کنید و بنابراین مستقل و خود انگیخته اید. اما نمره، پول، رقابت، تنبیه یا راضی کردن دیگران از بیرون محرک و بازدارنده ما هستند.

هر دو رفتارمان مشابه هم به نظر می رسند، و به سختی می توان هنگام مشاهده فرد فهمید که آیا انگیزه آن درونی است یا بیرونی.همان گونه که شما با انگیزه درونی، مطالعه می کنید، به ورزش می پردازید و وظایف روزانه خود را انجام می دهید با انگیزه بیرونی هم همین کارها را می کنید و تفاوت آنها در منبعی است که رفتارتان را نیرومند و جهت دهی می کند. حتماً این سوال پیش می آید که، پس تفکیک آنها چه فایده دارد، چرا دانستن آن مهم است؟ یا به نظرتان برسد چه بهتر، اگر فردی با انگیزش درونی فعالیتی را انجام دهد و بعد با پاداشهای بیرونی هم روبه رو شود، انگیزش درونی، دو برابر هم خواهد شد!

بیایید کمی تأمل کرده و بیشتر و دقیقتر به تأثیرات بلند مدت آنها توجه کنیم. انگیزش درونی استقامت فرد را بیشتر می کند، خلاقیت را افزایش می دهد، کیفیت فهم یادگیری و عملکرد مطلوب را در پی دارد. اما انگیزش بیرونی بیشتر توجه را از یادگیری به سمت پیامدها منحرف می کند و در نتیجه تسلط بر فعالیت افت می کند، بیشتر به هیجانهای منفی مثل اضطراب، شکست و ناکامی مستعد می شود و در دراز مدت خودگردانی مستقل فرد را تضعیف می کند. از طرفی برخلاف تصور عموم، دادن پاداش بیرونی برای فعالیتی که در ابتدا به صورت درونی جالب بوده است، معمولاً انگیزش درونی آینده را تضعیف می کند! اما به هر حال، در جامعه بیشتر برای با انگیزه کردن افراد از پاداش ها استفاده می کنند که زودتر هم به نتیجه می رسد و افراد رفتار مناسب را نشان می دهند.

پژوهشگرانی که این مشکلات را بررسی کرده اند، توصیه هایی می کنند که با استفاده سنجیده از مشوق ها و پیامدهای بیرونی، علاوه بر انگیزش بیرونی به انگیزش درونی هم کمک کنیم چرا که تقویت انگیزش درونی، با ارزش است و منافع پایدار مهمی را در بر دارد.

ما باید انگیزش بیرونی را طوری به کار ببریم که تأثیر زیانبخش آن به حداقل برسد. مثلاً از پاداشهای غیر منتظره و غیر مادی( مثل تحسین) استفاده کنیم. انگیزش بیرونی باید غیر کنترل کننده باشد و در عوض، حامی خودمختاری و برای اطلاع رسانی بیشتر به فرد ارائه شود، به جای حالت های فشار ( " شما باید... شما مجبورید...، نحوه کارت افتضاح بود...).  ما می توانیم انگیزش بیرونی را در مورد کاری که برای فرد بی اهمیت است و اصلاً جالب نیست اما اهمیت اجتماعی دارد به کار ببریم به شیوه ای که کار را هیجان انگیز و جالب کند یا ارزش دنبال کردن را برای او داشته باشد( مثل تشویق کودک با پاداش برای انجام تکالیف، ترغیب رانندگان برای رعایت قانون ).

بنابراین، اگر مغز حالتهای انگیزشی خودش را ایجاد می کند، از بستر اجتماعی که والدین، معلمان، پزشکان و مدیران انگیزه ها را در آنها ایجاد می کنند جدا نشدنی است. و این فرایندها، دامنه وسیعی از پدیده های انگیزشی را شکل می دهد و  دانستن آنها به ما کمک می کند که چگونه می توانیم زندگی خود و دیگران را بهبود بخشیم.

شما چطور؟ معمولاً چگونه با انگیزه شده اید و چه تأثیراتی داشته است؟ چقدر احساس رضایتمندی را تجربه کرده اید؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۰
h.dehkordi